متن فلسفی

شعر صبح شد

عنوان شعر: صبح شد تاجری امشب نمازش را خرید و صبح شد تازه دلالی جوازش را خرید و صبح شد *** بی هنرمند از هنرمندی سراپایش نیاز دانه دانه سیم سازش را خرید و صبح شد *** ناجوان مردی جوانی دید با معشوقه اش عشوه ها آمد و نازش خرید و صبح شد *** دختری …

شعر صبح شد ادامه »